هانی و هیام آبان ماه 96

در فکر عمیق فرووووو رفتم![]()

من و هیامی در کبابی عامو خلیل

موقع مشق نوشتن
هیام خانم یادش اومده که هی منو ماچ کنه![]()
آبجی مهربونم خیلی دوستت دارم





عینکی که شدم کلا تریپم عوض شده


هادین و خدیجه خیلی دوستشون دارم

بابایی مهربونم


بعد از چوب و تخته و آهن و کارتون و پلاستیک رسیدم به یه کلکسیون جدید
به قول خودم کلکسیونی از الماااااس

من و هاپوی ناز نازی



ایناس دختر خاله نازنینم ؛ البته همیشه میخواد وسایل بازی منو به زور از دستم در بیاره
؛منم بخاطر این مورد اصلا باهاش نمیسازم

انس و ایناس

ایناس زیبا
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



هانی و هیام آبان ماه 96
